رشيد الوطواط
20
مطلوب كل طالب
معنى اين كلمه به پارسى : چون از گناهى يك بار عذر خواستى ديگر بار بسر آن عذر مرو ، چه تازه كردن عذر تازه كردن گناه باشد ، شعر : عذر يك بار خواه از گنهى * كز دوبارست نقص ، جاه ترا بسرعذر باز رفتن تو * تازه كردن بود گناه ترا كلمهء سى وهفتم - النصح بين الملا تقريع . نصيحت در ميان انجمن سرزنش باشد . معنى اين كلمه بتازى : من نصح أخاه على الملا من الناس فقد هتك ستره وأفشى سره ( 1 ) . معنى اين كلمه به پارسى : هر كه دوسي را نصيحت كند تنها بايد كرد چه نصيحت در ميان مردمان فضيحت بود ، شعر : گر نصيحت كنى بخلوت كن * كه جز اين شيوهء نصيحت نيست هر نصيحت كه برملا باشد * آن نصيحت بجز فضيحت نيست كلمهء سى وهشتم - إذا تم العقل نقص الكلام . چون تمام شود عقل بكاهد سخن . معنى اين كلمه بتازى : المرء إذا تم عقله لم يتكلم الا به قدر الحاجة ولم يحم حول ( 2 ) الهذيان واللجاجة . معنى اين كلمه به پارسى : هر كه را عقل تمام باشد در مجامع بيهوده نگويد ، وناپيموده نجويد ، زبان خويش را از گفتار بىفايده نگاه دارد خاصه از سخنى گه زيان آرد ، شعر : هر كه را اندك است مبلغ عقل * بيهده كفتنش بود بسيار مرد را عقل چون بيفزايد در مجامع بكاهدش گفتار كلمه سى ونهم - الشفيع جناح الطالب .
--> ( 1 ) - در نسخه ديگر : " سوأته " . ( 2 ) - در هر دو نسخه : " حوم " وقياسا تصحيح شد ، يقال : حام حول الشئ ومنه الحديث : من حام حول الحمى برشك ان يقع فيه .